مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • باری ارمینیاس |
  • باره سادات | باره‌سادات، یا بارهه‌ سادات، عنوان خاندانی برجسته در شبه‌قارۀ هند که در دستگاه سیاسی و نظامی گورکانیان نقش مهمی داشتند. دربارۀ معنی باره نظریات گوناگونی ابراز شده است و رایج‌ترین آنها، این واژه را هندی، و به معنای دروازه می‌داند (هیگ، 74؛ بلوخمان، I/ 429، نیز ﻧﻜ : 126، S،EI2 ).
  • بارودی | بارودی، محمود سامی (1255-1322ق/ 1839-1904م) شاعر، و سیاستمدار معاصر عرب، وی در قاهره در خانواده‌ای چرکسی و منسوب به ممالیک مصر متولد شد. یکی از نیکان او ملتزم (اجاره‌دار) قصبۀ ایتای بارود از توابع بحیره (ولایتی در مصر سفلى) بود و نسبت بارودی وی برخاسته از همین جاست (کردعلی، 390؛ زیدان، 2/ 394؛ مصطفى، 3/ 414-4...
  • بارکزایی | بارَکْزایی، طایفه‌ای بزرگ از گروه قومی دُرانیها (ابدالیهای)ی پشتون در افغانستان و بخش جنوب شرقی ایران. این طایفه در افغانستان به بارَکزایی، بارَکزَی یا بارَکزای، و در ایران به بارکزایی و بارَکزِهی شهرت دارند. نام طایفه از دو کلمۀ بارک (نام نیای بزرگ طایفه) وزی (جمع زَی در زبان پشتو)، یازای و زِه (پسوند گونه‌ا...
  • بازرگان |
  • بازرگان | بازَرْگان، شهری در بخش مرکزی شهرستان ماکو از استان آذربایجان غربی. این شهر کوچک در مرز ایران و ترکیه و در °44 و ´23 طول شرقی و °39 و ´23 عرض شمالی و در ارتفاع 460'1 متری قرار گرفته است (فرهنگ جغرافیاییی ...، 1/ 14). بازرگان پیش‌تر از آبادیهای دهستان قلعه دره‌سی شهرستان ماکو بود (سرشماری...، 58)، اما از 4 تیر ...
  • بازرگانی |
  • باروت | باروت، ماده‌ای منفجره که اختراع، تکامل و توسعۀ کاربرد آن در تحول دنیای قدیم به عصر جدید نقشی مهم داشت.
  • بازگیر | بازْگیر، عنوان طوایفی از عشایر غرب ایران که در لرستان و ایلام و نیز کرمانشاهان پراکنده‌اند. چنانکه از نام این طایفه بر می‌آید، گویا نیاکانشان با شکار و خرید و فروش باز سروکاری داشتند (‌ﻧﻜ : مکری، 25).
  • بازگشت ادبی | بازْگَشْتِ اَدَبی، یکی از سبکهای ادب فارسی، و عنوانی برای یکی از دوره‌های تاریخ ادبیات ایران که در آن، شاعران و نویسندگان از شیوۀ سرایندگان و نویسندگانِ پیرو سبک هندی (یا اصفهانی) روی گرداندند و در کار سرودن و نوشتن به روش شاعران و نویسندگان پیرو سبک عراقی و خراسانی بازگشتند.
  • بازداری | بازْداری، فن شکار با باز و دیگر پرندگان شکاری مانند شاهین، چرغ، باشه و قوش و جز آنها و نیز ضوابط گزینش و شیوۀ پرورش و آموزش، نگهداشت، بهداشت و شناخت بیماریهای این پرندگان و چگونگی درمان آنها (کشاجم، 48، 56، 115-116؛ حسن بن حسین، 49-50، 62-65، 79-94). این فن، گرچه نه با همۀ تفاصیل یاد شده، بلکه به شکل ساده و ا...
  • بازنامه ها | بازْنامه‌ها، کتابهای در تربیت و نگاهداری باز و دیگر پرندگان شکاری و آیین شکار با آنها و روش معالجۀ آنها. رواج شکار با باز و دیگر مرغان شکاری از دورانهای باستان در خاور و باختر، به‌ویژه در چین و هندوستان و ماوراءالنهر و ایران و بین‌النهرین و مصر و یونان، دلبستگی مردمان به این نوع شکار، نقش اقتصادی آن، پیچیدگی ...
  • باسک | باسْک، یا بَشْکُنِش، ایالتی در شمال اسپانیا. این منطقه که امروزه واسکونگاداس نامیده می‌‌‌‌‌‌شود، از شمال به خلیج بیسکی، از شرق به فرانسه، و از جنوب و غرب به مرزهای کاستیل کهن منتهی می‌‌‌‌‌‌شود (آمریکانا، III/ 313؛ کلیر، III/ 691).
  • باستان شناسی | باسْتانْ‌شِناسی، علم پژوهش گذشتۀ انسان بر پایۀ آثار بازمانده از او. این آثار شامل بازمانده‌های استخوان انسان و جانوران و بقایای غذا و هرگونه ماده‌ای است که انسان با کار خود در آن تغییر شکل داده، و یا ابزاری از آن ساخته (هول، 8؛ «باستان‌شناسی»، 1).
  • باسکرویل | باسْکِرویل، هاوارد (21 فروردین1264-30 فروردین 1288ش/ 10 آوریل 1885-19 آوریل 1909م)، آموزگار جوان آمریکایی که در جریان انقلاب مشروطیت ایران به آزادی‌‌‌خواهان شهر تبریز پیوست و در این راه کشته شد.
  • بازار | بازار، محلی معین برای دادوستد کالا، اغلب با مجموعه‌ای از ابنیه که به تناسب زمان و مکان از ساختار مادی و معماری خاصی برخوردار است. بازار مجازاً بر وضعیت کالا در محل و زمان مشخص یا نامحدود از لحاظ عرضه و تقاضا نیز اطلاق می‌گردد.
  • حرانی | حَرّانی، احمد و عمر حرانی، فرزندان یونس بن احمد حرانی، از پزشکان قرن 4ق / 10م اهل اندلس (ه‍ م). لقب جذامی را برای احمد ذکر کرده‌اند (ابن ابار، 18؛ سید، 112).
  • حرج* |
  • حرب بن امیة بن عبد شمس* |
  • حران، مسجد جامع | حَرّان، مَسْجِدِ جامِع، در متون کهن عربی «جامع الفردوس»، و در متون اخیر غربی، بیشتر «مسجد بزرگ»، مسجدی که بقایای آن اکنون در بخش شمالی محوطۀ بیضی‌شکل شهر حرانِ دورۀ اسلامی قرار دارد.
  • حرز | حِرْز، پناهی نادیدنی در باور عموم مسلمانان، که منسوب به خداوند و دور از آسیب همه‌گونه دشمنان انسی و جنی، شیطان، سلاطین، بلایا و بیماریها ست و فرد می‌تواند با انجام دادن مناسکی، در آن قرار گیرد و خود، اموال و بستگانش را حفظ کند.
  • حر بن یزید ریاحی | حُرِّ بْنِ یَزیدِ ریاحی (مق‍ 10 محرم 61 ق / 10 اکتبر 680 م)، از سران سپاه کوفه که در روز عاشورا به امام حسین بن علی(ع) پیوست.
  • حرانیان | حَرّانیان، یا حرّانیّه، حرنانیّه، نام جماعتی منسوب به حرّان، شهری باستانی در شمال بین‌النهرین و جنوب شرقی ترکیۀ کنونی، واقع در 40 کیلومتری جنوب شرقی اورفا یا اِدِسا (پُست‌گیت، 122).
  • حرز الدین | حِرْزُالدّین، محمد بن علی (1273-1365 ق / 1857-1946 م)، فقیه و اصولی امامی و مؤلف آثار پرشمار و گردآورندۀ اثر مهم معـارف الرجال.
  • حر عاملی | حُرِّ عامِلی، محمد بن حسن مَشغَری (1033-1104 ق / 1624-1693 م)، فقیه و محدث اخباری و صاحب اثر پرارزش وسائل الشیعة.
  • حرف تعریف | حَرْفِ تَعْریف، حرفی که چون با اسم همراه شود، آن را معرفه می‌سازد. از آنجا که «تعریف» پیوسته در برابر «تنکیر» قرار دارد، ناچار همۀ زبان‌شناسان این دو پدیده را در یک مبحث بررسی می‌کنند
  • حرم | حَرَم، ناحيه‌ای که دربر دارندۀ مکانی مقدس است و به اعتبار آنچه در بر دارد، از حرمتی خاص برخوردار است و با آن همچون ديگر مکانها رفتار نمی‌شود.
  • حرقوص* |
  • حرمون، جبل | حَرَمون، جَبَل، کوهی در جنوب غربی کشور سوریه، در قسمت جنوبی کوههای جبل الشرقی در مرز سوریه و لبنان، واقع در غرب دمشق. حرمون به معنی قلۀ بلند، یا ممتنع‌الوصول و یا مقدس است
  • حرکت جوهری | حَرَکَتِ جوهَری، نظریه‌ای در حکمت متعالیۀ صدرایی در برابر نظریۀ مشهور حرکت در عَرَض که متعلق به اندیشۀ ارسطویی و فیلسوفان مشائی مسلمان است.
  • حروریه* |
  • حرف | حَرْف، واحد الفبا، و نیز یکی از اقسام کلمه در جایگاه نحوی. این لفظ با هر دو معنی موضوع اندیشۀ فلاسفۀ مسلمان بوده است. بررسی نظریات آنان دربارۀ حروف به مثابۀ واحدهای الفبا یا حروف تهجی، از جهاتی دشوار می‌نماید.
  • حرورا | حَرورا، روستایی در نزدیکی کوفه و محل گرد آمدن خوارج پس از جنگ صفین. نام حرورا را مشتق از ریح‌الحرور به معنی باد گرم دانسته‌اند.
  • حرکت | حَرَکَت، از مفاهیم بنیادی زندگی روزمره و فلسفه و کلام و علم. هرچند امروزه بحث دربارۀ حرکت موضوع شاخه‌ای از فیزیک به نام مکانیک است، پیش از آغاز علم جدید، حرکت در بخشی از فلسفه به نام طبیعیات مورد بحث قرار می‌گرفت
  • حروفی* |
  • حره | حَرّه، منطقه‌ای در شرق مدینه که به سبب وقوع حادثه‌ای در ذیحجۀ 63 / اوت 683 در آنجا، شهرت یافته است.
  • حروف مقطعه | حُروفِ مُقَطَّعه، مجموعه‌ای از برخی حروف تهجی، به صورت تک یا چندحرفی در آغاز سوره‌هایی از قرآن‌کریم. حروف مقطعه که در مجموع 78 حرف‌اند، در سرآغاز 29 سوره از سوره‌های مبارکۀ قرآن‌کریم قرار دارند.
  • حروفیه | حُروفیّه، جنبشی ایرانی در دورۀ تیموریان، با اعتقادات التقاطی و غلوآمیز که بر اصالت و معانی باطنی حروف الفبا (فارسی و عربی) در تفسیر قرآنکریم، و چگونگی آفرینش انسان و دیگر موجودات مبتنی بود و پیرامون شخصیت و تعالیم فضل‌الله نعیمی استرابادی (د 796ق / 1394م) شکل گرفت.
  • حروف، اسرار | حُروف، اَسْرار، یکی از علوم خفیه. تعریف: دانش اسرار حروف را در میان مسلمانان «سیمیا» می‌نامند، و این لفظ در اصطلاح صوفیانِ صاحب‌تصرّف، از طلسمات برگرفته، و بر این دانش اطلاق شده ‌است (ابن خلدون، 1 / 399).
  • حریر | حَریر، یا ابریشم، تارهایی که از پیلۀ در هم تنیدۀ کرم ابریشم (دودةالحریر) به دست می‌آید؛ حریر در زبان فارسی به گونه‌ای از پارچۀ لطیف و نازک ابریشمی نیز گفته می‌شود.
  • حریم | حَریم، اصطلاحی فقهی و حقوقی به معنای محدوده‌ای معین در اطراف برخی اموال که برای بهره‌برداری کاملِ مالک از ملک خویش قرار داده شده است.
  • حریریه* |
  • حریف جندقی | حَریفِ جَنْدَقی، میرزا سیدابوالحسن حریف از سادات طباطبایی جندق، شاعر سدۀ 13 ق / 19 م. حریف فرزند میرزا سیدعلی، و اصل وی از جندق بود. او در اوان جوانی زادگاه خود را ترک گفت و به تهران و شهرهای مختلف آذربایجان سفر کرد.
  • حسان الهند* |
  • حریری | حَریری، ابومحمد قاسم بن علی بن محمد بن عثمان حریری بصری، ادیب، نویسنده و مقامه‌نویس مشهور (446- 516 ق / 1054-1122 م).
  • حزب و تشکیلات | حِزْب و تَشْکیلات، دو اصطلاح در علوم سیاسی. حزب در لغت به معنای گروه و دسته است و در اصطلاح به گروهی گفته می‌شود که دارای سازمان، تشکیلات، برنامه و هدف معین باشد.
  • حزقیل* |
  • حزیران | حَزیران، نام ماهی در گاه‌شماریهای رایج در بین‌النهرین و نواحی مجاور آن. طول این ماه در این گاه‌شماریها همیشه 30 روز بوده است.
  • حزین، دعا | حَزین، دُعا، مناجاتی مختصر، در حدود 200 کلمه، منسوب به امام زین‌العابدین (ع) که در منابع ادبیات دعایی شیعه، خواندن آن پس از نماز شب توصیه شده است. در این دعا فرد از ناتوانی خویش در وفای به عهد الٰهی شکوه، و با خدا چونان «تنها دادرس» مناجات می‌کند.
  • حزقیال | حِزْقیال، یکی از انبیای بزرگ بنی‌اسرائیل، پس از ارمیا و اشعیا، که کتابی نیز به نام او در عهد عتیق وجود دارد.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: